سيد علي اكبر قرشي
923
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
تنتقص اطرافكم فلا تمتعضون » خ 34 78 مورد حيله واقع مىشويد و حيله نمى كنيد ، مملكت شما را از اطراف مى گيرند و به خشم نمى آئيد . دربارهء عمرو بن العاص فرموده : « ما لم تأخذ اليسوف مآخذها فاذا كان ذلك كان اكبر مكيدته ان يمنح القرم سبتهّ » خ 84 115 تا جنگ شعلهور نشده او آمر و ناهى است و چون شمشيرها به كار افتاد بالاترين حيلهاش آن است كه « دبر » خود را به حريف بذل كند ، يعنى عورت خود را گشايد ، اشاره است به جريان صفّين كه امام صلوات الله عليه بر او حمله كرد و عنقريب بود كه كارش را بسازد عمرو بن عاص خبيث ناچار لباسش را بالا زد و عورتش آشكار شد ، و امام عليه السلام از او روى برگردانيد « مكائيد » جمع مكيده به معنى حيلههاست . كيس : به فتح اول و كياست : عاقل بودن و زرنگى و فطانت و ظرافت و ضدّ احمق بودن « كيّس » زرنگ و عاقل . مواردى از آن در « نهج » ديده مىشود ، چنان كه فرمايد : « كم من صائم ليس له من صيامه الّا الجوع و الظماء و كم من قائم ليس له من قيامه الّا السهر و العناء حبّذا نوم الاكياس و افطارهم » حكمت 145 ، منظور از اكياس اشخاص عاقل و عارف و كامل است ، معنى آن در « حبّ - حبّذا » گذشت . « انّ الله سبحانه جعل الطاعة غنيمة الاكياس عند تفريط العجزة » حكمت 331 ، خداوند اطاعت را غنيمت عاقلان قرار داده در وقت كوتاهى عاجزان ، يعنى آنها مثلا در انفاق فقراء كوتاهى مى كنند ، تا عاقلان آن را انجام دهند و همينطور . كيف : كيفيّت : چگونگى : « الكيفيّة من كلّ شى ء : حاله و صفته » و آن چهار بار در « نهج » آمده است . دربارهء خداوند فرموده : « ما وحدهّ من كيفهّ و لا حقيقته اصاب من مثلهّ » خ 186 272 ، كسى كه براى خدا چگونگى انگاشته او را يكتا ندانسته است زيرا در فكر چگونگى بودن خدا را همتائى دانسته است و نيز دربارهء خدا فرموده : « لا تقع الاوهام له على صفة و لا تعقد القلوب منه على كيفيّة » خ 85 115 كيل : پيمانه كردن و پيمانه . و آن دو بار در « نهج » آمده است دربارهء دلسوزى خويش فرموده : « ويل امهّ كيلا به غير ثمن لو كان له و عاء و لتعلمنّ نبائه بعد حين » خ 71 100 « ويل امهّ » يعنى واى بر مادر او ، اين كلمه براى تحقير وضع شده